مکي و 37 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
{حم (1) تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ (2) إِنَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِلْمُؤْمِنِينَ (3) وَفِي خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِنْ دَابَّةٍ آيَاتٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ (4) وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ رِزْقٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ آيَاتٌ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ (5) تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ (6) وَيْلٌ لِكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ (7) يَسْمَعُ آيَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِرًا كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ (8) وَإِذَا عَلِمَ مِنْ آيَاتِنَا شَيْئًا اتَّخَذَهَا هُزُوًا أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ (9) مِنْ وَرَائِهِمْ جَهَنَّمُ وَلَا يُغْنِي عَنْهُمْ مَا كَسَبُوا شَيْئًا وَلَا مَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاءَ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (10) هَذَا هُدًى وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذَابٌ مِنْ رِجْزٍ أَلِيمٌ (11)}.
حم حا ، ميم
تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ نازل شدن اين کتاب از جانب ، خداي پيروزمند و حکيم است
إِنَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِّلْمُؤْمِنِينَ هر آينه در آسمانها و زمين نشانه هاي عبرتي است براي مؤمنان
وَفِي خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِن دَابَّةٍ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ و در آفرينش شما و پراکنده شدن جنبندگان عبرتهاست براي اهل يقين
وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاء مِن رِّزْقٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ آمد و شد شب و روز و رزقي که خدا از آسمان مي فرستد و زمين مرده را بدان ، زنده مي کند و نيز در وزش بادها عبرتهاست براي عاقلان
تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ اينها آيات خداست که به راستي بر تو تلاوت مي کنيم جز خدا و آياتش به کدام سخن ايمان مي آورند ?
وَيْلٌ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ واي بر هر دروغپرداز گناهکاري
يَسْمَعُ آيَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِرًا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ آيات خدا را که بر او خوانده مي شود مي شنود آنگاه به گردنکشي پاي مي فشرد ، چنان که گويي هيچ نشنيده است پس به عذابي دردآورش بشارت ده
وَإِذَا عَلِمَ مِنْ آيَاتِنَا شَيْئًا اتَّخَذَهَا هُزُوًا أُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ چون چيزي از آيات ما را فرا گيرد ، به مسخره اش مي گيرد اينان در خور عذابي خوار کننده اند
مِن وَرَائِهِمْ جَهَنَّمُ وَلَا يُغْنِي عَنْهُم مَّا كَسَبُوا شَيْئًا وَلَا مَا اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاء وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ رو به رويشان جهنم است و مالي که به دست آورده اند و کساني که ، سواي خداي يکتا به خدايي گرفته اند به حالشان سود نکند ايشان راست عذابي بزرگ
هَذَا هُدًى وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذَابٌ مَّن رِّجْزٍ أَلِيمٌ اين رهنمودي است و آنان که به آيات پروردگارشان ايمان نمي آورند ، برايشان عذابي است از سخت ترين عذابهاي دردآور
#
{1 - 2} يخبرُ تعالى خبراً يتضمَّن الأمرَ بتعظيم القرآن والاعتناء به؛ أنَّه {تنْزيلٌ من اللهِ}: المألوه المعبود؛ لما اتَّصف به من صفاتِ الكمال، وانفردَ به من النعم، الذي له العزَّة الكاملة والحكمة التَّامَّة.
(1 - 2) خداوند متعال خبر میدهد و خبر او متضمّن فرمان دادن به بزرگداشت قرآن و توجّه به آن است،
و میفرماید: (
﴿تَنزِيلُ ٱلۡكِتَٰبِ مِنَ ٱللَّهِ﴾) این قرآن از سوی خداوند نازل گشته است؛ خداوندی که متّصف به صفات کمال است و به تنهایی نعمتها را بخشیده است، پس همو معبود به حق است و دارای قدرت و حکمت کامل میباشد.
#
{3 - 5} ثم أيَّد ذلك بما ذكره من الآيات الأفقيَّة والنفسيَّة؛ من خلق السماوات والأرض، وما بثَّ فيهما من الدوابِّ، وما أودعَ فيهما من المنافع، وما أنزل اللهُ من الماءِ الذي يحيي به اللهُ البلاد والعباد؛ فهذه كلُّها آياتٌ بيناتٌ وأدلة واضحاتٌ على صدقِ هذا القرآن العظيم وصحَّة ما اشتمل عليه من الحكم والأحكام، ودالاَّت أيضاً على ما لله تعالى من الكمال، وعلى البعث والنُّشور.
(3 - 5) سپس آن را با آیات و نشانههای آفاقی و نشانههایی که در خود انسان وجود دارد تایید کرد،
آیاتی از قبیل: آفرینش آسمانها و زمین و جانورانی که خداوند در این میان پراکنده ساخته، و منافعی که در آن دو به ودیعه نهاده، و آبی که خداوند نازل کرده است که با آن به آبادیها و بندگان حیات و زندگانی میبخشد. پس اینها همه نشانههای روشن و دلایل واضحی هستند که بر صداقت و راستی این قرآن بزرگ؛ و بر صحّت حکم و احکامی که در قرآن است دلالت دارند؛ نیز بر کمال خداوند؛ و بر زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز دلالت میکنند.
#
{6 - 10} ثم قسَّم تعالى الناسَ بالنسبة إلى الانتفاع بآياتِهِ وعدمِهِ إلى قسمين:
قسمٌ يستدلُّون بها، ويتفكَّرون بها، وينتفعون فيرتفعون، وهم المؤمنون باللهِ وملائكتِهِ وكتبِهِ ورسلِهِ واليوم الآخر إيماناً تامًّا، وصل بهم إلى درجة اليقين، فزكَّى منهم العقول، وازدادتْ به معارفُهم وألبابُهم وعلومُهم.
وقسمٌ يسمعُ آيات الله سماعاً تقومُ به الحجةُ عليه، ثم يعرِض عنها ويستكبرُ، كأنه ما سمعها؛ لأنها لم تزكِّ قلبه ولا طهَّرته، بل بسبب استكباره عنها؛ ازداد طغيانُهُ، وأنه إذا علم من آيات الله شيئاً؛ اتَّخذها هزواً، فتوعَّده الله تعالى بالويل، فقال: {ويلٌ لكلِّ أفَّاكٍ أثيم}؛ أي: كذابٍ في مقاله، أثيمٍ في فعاله، وأخبر أن له عذاباً أليماً، وأن {من ورائهم جهنَّم}: تكفي في عقوبتهم البليغة، وأنه {لا يُغني عنهم ما كَسَبوا}: من الأموال {شيئاً ولا ما اتَّخذوا من دون اللهِ أولياءَ}: يستنصرون بهم، فخذلوهم أحوجَ ما كانوا إليهم لو نفعوا.
(6 - 10) پس اینها همه نشانههای روشن و دلایل واضحی هستند که بر صداقت و راستی این قرآن بزرگ؛ و بر صحّت حکم و احکامی که در قرآن است دلالت دارند؛ نیز بر کمال خداوند؛ و بر زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز دلالت میکنند. سپس خداوند مردم را -با توجه به پذیرش نشانههای الهی و عدم پذیرش آن-
به دو گروه تقسیم کرد: گروهی که به آیات و نشانههای خدا
[بر عظمت و شکوه او] استدلال میکنند، و در آنها میاندیشند و از آنها بهرهمند میگردند، در نتیجه موجبات رفعت و والایی مرتبت خویش را فراهم میسازند؛ و آنان همان کسانی هستند که به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران و روز آخرت ایمان دارند؛ ایمانی کامل و بدون کم و کاست که به درجۀ یقین رسیده است، و در سایۀ چنین ایمانی عقلهایشان تزکیه یافته و دانش و معرفت و خِرَدشان افزایش یافته است. و گروهی دیگر کسانی هستند که آیات خدا را میشنوند، به گونهای که حجت بر آنان اقامه میشود، سپس از آنها رویگردان میشوند و تکبّر میورزند، انگار که آنها را نشنیدهاند؛ چراکه قلبشان را تزکیه و تطهیر ننموده است، بلکه به سبب استکبار و خود بزرگبینیشان بر طغیان آنان افزوده است آنان کسانی هستند که هرگاه آیات خدا را بشنوند و بشناسند، آن را به باد تمسخر و استهزا میگیرند.
خداوند این گروه را مورد تهدید قرار داده و میفرماید: (
﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٖ﴾) یعنی وای به حال آنان که در گفتارشان بسیار دروغگو هستند، و در کارهایشان بسیار گناهکارند! سپس خداوند مردم را -با توجه به پذیرش نشانههای الهی و عدم پذیرش آن-
به دو گروه تقسیم کرد: گروهی که به آیات و نشانههای خدا
[بر عظمت و شکوه او] استدلال میکنند، و در آنها میاندیشند و از آنها بهرهمند میگردند، در نتیجه موجبات رفعت و والایی مرتبت خویش را فراهم میسازند؛ و آنان همان کسانی هستند که به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران و روز آخرت ایمان دارند؛ ایمانی کامل و بدون کم و کاست که به درجۀ یقین رسیده است، و در سایۀ چنین ایمانی عقلهایشان تزکیه یافته و دانش و معرفت و خِرَدشان افزایش یافته است. و گروهی دیگر کسانی هستند که آیات خدا را میشنوند، به گونهای که حجت بر آنان اقامه میشود، سپس از آنها رویگردان میشوند و تکبّر میورزند، انگار که آنها را نشنیدهاند؛ چراکه قلبشان را تزکیه و تطهیر ننموده است، بلکه به سبب استکبار و خود بزرگبینیشان بر طغیان آنان افزوده است و خداوند خبر داده است که چنین کسانی دارای عذابی دردناک هستند، و اینکه (
﴿مِّن وَرَآئِهِمۡ جَهَنَّمُۖ شَيۡٔٗا﴾) جهنم در پشت سر آنان قرار دارد
[و در انتظارشان میباشد]، جهنّمی که برای عقوبت و عذاب شدید آنان بس است! نیز خداوند متعال خبر داده است که (
﴿وَلَا يُغۡنِي عَنۡهُم مَّا كَسَبُواْ﴾) آنچه از مال و دارایی به دست آوردهاند آنان را از
[عذاب خدا] بینیاز نخواهد کرد. (
﴿وَلَا مَا ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡلِيَآءَ﴾)
[و نیز اولیاء و دوستانی را که به جز خدا برگرفته بودند، آنان را از عذاب قیامت بینیاز نخواهد کرد]. و آنان نمیتوانند از این یاوران
[ناتوان] یاری بخواهند و آنان را به کمک بطلبند. بنابراین
[این یاوران ناتوان] آنها را شرمنده و خوار میگردانند
[و نمیتوانند کاری را برایشان انجام دهند] چرا که خود بیش از هرکسی به یاری نیازمندند.
#
{11} فلمَّا بيَّن آياته القرآنيَّة والعيانيَّة، وأن الناس فيها على قسمين؛ أخبر أن القرآن المشتملَ على هذه المطالب العالية؛ أنَّه هدىً، فقال: {هذا هدىً}: وهذا وصفٌ عامٌّ لجميع القرآن؛ فإنَّه يهدي إلى معرفة الله تعالى بصفاته المقدَّسة وأفعاله الحميدة، ويهدي إلى معرفة رسله وأوليائهم وأعدائهم وأوصافهم، ويهدي إلى الأعمال الصالحة، ويدعو إليها، ويبيِّن الأعمال السَّيئة وينهى عنها، ويهدي إلى بيان الجزاء على الأعمال، ويبيِّن الجزاء الدُّنيويَّ والأخرويَّ؛ فالمهتدون اهتَدَوا به فأفلحوا وسعدوا. {والذين كَفَروا بآيات ربِّهم}: الواضحة القاطعة، التي لا يكفرُ بها إلاَّ من اشتدَّ ظلمُه، وتضاعف طغيانه، {لهم عذابٌ من رجزٍ أليم}.
(11) وقتی خداوند آیات قرآنی و نشانههای مشهود خویش را بیان کرد و یادآور شد که مردم دو گروه هستند، خبر داد که قرآن این مطالب والا و بلند را دربر دارد و مایۀ هدایت است و راهنما میباشد.
پس فرمود: (
﴿هَٰذَا هُدٗى﴾) یعنی همۀ قرآن هدایت است، و آدمی را بر شناخت خداوند متعال و صفتهای مقدّس و کارهای پسندیدهاش راهنمایی میکند، و انسان را به شناخت پیامبران خدا و دوستان و دشمنانش و صفتهایشان آشنا میسازد، و انسان را به کارهای شایسته رهنمود میشود و به آن فرا میخواند، و کارهای بد را بیان میکند و از آن باز میدارد، و سزا و جزای دنیوی و اخروی را بیان مینماید. پس هدایت یافتگان با آن راهیاب میگردند، در نتیجه موفق و خوشبخت میشوند. (
﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بَِٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) و کسانی که به آیات روشن و قاطع خداوند کفر ورزیدهاند ـ حال آنکه جز کسی که ستمگریاش شدّت یافته و سرکشی او دو چندان گردیده است بدان کفر نمیورزد ـ (
﴿لَهُمۡ عَذَابٞ مِّن رِّجۡزٍ أَلِيمٌ﴾) عذابی دردناک از کیفری سخت درپیش دارند.
{اللَّهُ الَّذِي سَخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (12) وَسَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مِنْهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (13)}
اللَّهُ الَّذِي سخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ؛ خداست که دريا را رام شما کرد تا در آن به فرمان او کشتيها روان باشند، و طلب معيشت کنيد ، باشد که سپاسگزار باشيد.
وَسَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مِّنْهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لَّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ رام شما ساخت آنچه در آسمانهاست و آنچه در زمين است همه از آن اوست در اين براي متفکران عبرتهاست.
#
{12} يخبر تعالى عن فضله على عباده وإحسانه إليهم بتسخير البحر لسير المراكب والسُّفن بأمره وتيسيره ، {لتَبْتَغوا من فضله}: بأنواع التجارات والمكاسب، {ولعلَّكم تشكرون}: الله تعالى؛ فإنكم إذا شكرتُموه؛ زادكم من نعمِهِ وأثابكم على شكركم أجراً جزيلاً.
(12) خداوند از فضل و احسان خویش بر بندگانش خبر میدهد که دریا را برایشان رام کرد تا کشتیها به فرمان او در آن حرکت کنند، (
﴿وَلِتَبۡتَغُواْ مِن فَضۡلِهِۦ﴾) و تا با انواع تجارتهایی که از طریق دریا انجام میشود، از فضل او بهرهمند گردند. (
﴿وَلَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ﴾) و تا سپاس خداوند را به جای آورید؛ چون اگر شکر او را به جای آورید نعمتهای بیشتری به شما میدهد و در برابر سپاسگزاریتان پاداش فراوانی به شما خواهد داد.
#
{13} {وسخَّر لكم ما في السمواتِ وما في الأرض جميعاً منه}؛ أي: من فضله وإحسانه، وهذا شامل لأجرام السماواتِ والأرض، ولما أودعَ الله فيهما من الشمس والقمر والكواكب الثَّوابت والسيَّارات وأنواع الحيوانات وأصناف الأشجار والثَّمرات وأجناس المعادن وغير ذلك ممَّا هو معدٌّ لمصالح بني آدم ومصالح ما هو من ضروراتِهِ؛ فهذا يوجب عليهم أن يبذلوا غايةَ جهدِهِم في شكر نعمته، وأن تغلغلَ أفكارهم في تدبُّر آياته وحكمِهِ، ولهذا قال: {إنَّ في ذلك لآياتٍ لقوم يتفكَّرون}. وجملة ذلك أنَّ خلقها وتدبيرها وتسخيرها دالٌّ على نفوذ مشيئة الله وكمال قدرتِهِ.
وما فيها من الإحكام والإتقان وبديع الصنعة وحسن الخِلْقة دالٌّ على كمال حكمته وعلمه.
وما فيها من السعة والعظمة والكثرة دالٌّ على سعة ملكه وسلطانه.
وما فيها من التخصيصات والأشياء المتضادَّات دليلٌ على أنه الفعَّال لما يريد.
وما فيها من المنافع والمصالح الدينيَّة والدنيويَّة دليلٌ على سعة رحمته وشمول فضلِهِ وإحسانِهِ وبديع لطفهِ وبرِّه، وكلُّ ذلك دالٌّ على أنّه وحدَه المألوه المعبودُ الذي لا تنبغي العبادة والذُّلُّ والمحبَّة إلا له، وأنَّ رسله صادقون فيما جاؤوا به. فهذه أدلةٌ عقليةٌ واضحةٌ لا تقبل ريباً ولا شكًّا.
(13) (
﴿وَسَخَّرَ لَكُم مَّا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗا مِّنۡهُ﴾) و همۀ آنچه را که در آسمانها و آنچه را که در زمین است از سرِ فضل و احسان خویش برایتان مسخر گرداند، و این شامل اجرام آسمانها و زمین میشود. و نیز خورشید و ماه و ستارهها و سیّارهها و انواع حیوانات و درختان و میوهها و معادن را که در آسمانها و زمین وجود دارد ، برای شما مسخّر گردانده است؛ و دیگر چیزهایی که برای منافع بندگان و منافع چیزهایی که از نیازهای ضروری بندگان میباشد آفریده، و فراهم هستند. پس بندگان باید نهایت تلاش خود را برای به جا آوردن شکر و سپاس نعمت خداوند مبذول دارند، و در آیات خدا تدبر کنند.
بنابراین فرمود: (
﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ﴾) بیگمان در این امر برای گروهی که میاندیشند نشانههایی است. خلاصۀ مطلب اینکه آفرینش آسمانها و زمین و دیگر مخلوقات و تدبیر امور و مسخر گرداندن آن، بر نافذ بودن مشیّت و خواست خداوند و کمال قدرتش دلالت مینماید؛ و استواری و آفرینش زیبای آن بر کمال حکمت و آگاهی خداوند دلالت میکند؛ و پهناوری و گستردگی و فراوانی مخلوقاتش بر گستردگی فرمانروایی خداوند دلالت میکند؛ و ویژگیهای آن و چیزهای متضادی که در آن هست، دلیلی بر این است که خداوند هر چه بخواهد انجام میدهد؛ و منافع دینی و دنیوی آن دلیل گستردگی رحمت او و فراگیر بودن فضل و احسان اوست. و همۀ اینها بر آن دلالت میکند که او خداوند معبود است، عبادت و کرنش و محبّت تنها شایستۀ او است؛ و پیامبرانش در آنچه آوردهاند راست گفتهاند. پس اینها دلایلی عقلی است که هیچ شک و تردیدی را برجای نمیگذارد.
{قُلْ لِلَّذِينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذِينَ لَا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللَّهِ لِيَجْزِيَ قَوْمًا بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (14) مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاءَ فَعَلَيْهَا ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ (15)}.
قُل لِّلَّذِينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذِينَ لا يَرْجُون أَيَّامَ اللَّهِ لِيَجْزِيَ قَوْمًا بِما كَانُوا يَكْسِبُونَ؛ به کساني که ايمان آورده اند ،
بگو : از خطاي کساني که به روزهاي خدا، باور ندارند در گذريد ، تا خود ، آن مردم را به جزاي اعمالي که مرتکب شده اند پاداش دهد
مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاء فَعَلَيْهَا ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ هر کس کار شايسته اي کند ، به سود خود اوست ، و هر کس مرتکب کار بدي شود ، به زيان اوست سپس همه به سوي پروردگارتان بازگردانده مي شويد.
#
{14 - 15} يأمر تعالى عبادَه المؤمنين بحسن الخلق والصَّبر على أذيَّة المشركين به الذين {لا يرجون أيام الله}؛ أي: لا يرجون ثوابَه ولا يخافون وقائعَه في العاصين؛ فإنَّه تعالى سيجزي كلَّ قوم {بما كانوا يكسبون}: فأنتم يا معشر المؤمنين يجزيكم على إيمانكم وصفحكم وصبركم ثواباً جزيلاً، وهم إن استمرُّوا على تكذيبهم؛ فلا يحلُّ بكم ما حلَّ بهم من العذاب الشديد والخزي، ولهذا قال: {مَن عَمِلَ صالحاً فلنفسِهِ ومَن أساءَ فعليها ثم إلى ربِّكم تُرْجَعون}.
(14 - 15) خداوند متعال بندگان مؤمن خویش را به اخلاق نیک و بردباری در برابر اذیّت و آزار مشرکان که به پاداش الهی امیدی ندارند و از کیفر و بلایی که خداوند بر گناهکاران میآورد نمیترسند، فرمان میدهد؛ چرا که خداوند هر گروهی را آنچه که کردهاند سزا یا پاداش خواهد داد. پس شما ای گروه مؤمنان! خدا شما را بر ایمانتان و گذشت و صبرتان پاداش فراوان میدهد و آنان اگر بر تکذیبشان پایداری کنند، آنچه که از عذاب و رسوایی شدید بر آنان وارد میشود، بر شما وارد نخواهد شد؛
بنابراین فرمود: (
﴿مَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَاۖ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُمۡ تُرۡجَعُونَ﴾) هرکس کار شایستهای بکند، به سود خود اوست؛ و هرکس بد کند، به زیان اوست؛ سپس به سوی پروردگارتان بازگردانده میشوید.
ثم قال تعالى: {وَلَقَدْ آتَيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ (16) وَآتَيْنَاهُمْ بَيِّنَاتٍ مِنَ الْأَمْرِ فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ (17)}.
وَلَقَدْ آتَيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ؛ ما به بني اسرائيل کتاب و علم داوري و نبوت عطا کرديم و از چيزهاي پاکيزه و خوش روزيشان کرديم و بر جهانيان برتريشان داديم.
وَآتَيْنَاهُم بَيِّنَاتٍ مِّنَ الْأَمْرِ فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمْ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ؛ و آنها را در باره آن امر دلايلي روشن داديم و در آن از روي حسد و، کينه اختلاف نکردند ، مگر آنگاه که دانش يافتند خدا در روز قيامت در آنچه اختلاف مي کردند داوري خواهد کرد.
#
{16} أي: ولقد أنعمنا على بني إسرائيل نعماً لم تحصُل لغيرهم من الناس، وآتيناهم {الكتاب}؛ أي: التوراة والإنجيل والحكم بين الناس والنبوَّة التي امتازوا بها، وصارت النبوَّة في ذرِّيَّة إبراهيم عليه السلام، أكثرهم من بني إسرائيل، {ورزَقْناهم من الطيِّبات}: من المآكل والمشارب والملابس وإنزال المنِّ والسلوى عليهم، {وفضَّلناهم على العالمين}؛ أي: على الخلق بهذه النعم. ويخرج من هذا العموم اللفظي هذه الأمة؛ فإنهم خير أمة أخرجت للناس، والسياق يدلُّ على أن المراد غير هذه الأمة؛ فإن الله يقصُّ علينا ما امتنَّ به على بني إسرائيل وميَّزهم على غيرهم.
وأيضاً؛ فإن الفضائل التي فاق بها بنو إسرائيل من الكتاب والحكم والنبوة وغيرها من النعوت قد حصلت كلُّها لهذه الأمة، وزادت عليهم هذه الأمة فضائل كثيرة؛ فهذه الشريعة شريعة بني إسرائيل جزء منها؛ فإنَّ هذا الكتاب مهيمنٌ على سائر الكتب السابقة، ومحمدٌ - صلى الله عليه وسلم - مصدِّق لجميع المرسلين.
(16) یعنی به بنیاسرائیل نعمتهایی دادیم که به دیگر مردمان نرسیده است، و به آنها (
﴿ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحُكۡمَ وَٱلنُّبُوَّةَ﴾) کتاب تورات و انجیل و داوری میان مردم و پیامبری دادیم، که مقام و منزلت نبوّت، آنها را ممتاز کرده بود، و نبوّت از نسل ابراهیم بیشتر در میان بنیاسرائیل بود. (
﴿وَرَزَقۡنَٰهُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِ﴾) و خوردنیها و نوشیدنیها و پوشاکهای پاکیزهای به آنان دادیم، و
«مَنّ» و
«سَلوی» را بر آنها فرود آوردیم. (
﴿وَفَضَّلۡنَٰهُمۡ عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) و با این نعمتها آنان را به جز امّت اسلام بر همۀ جهانیان برتری دادیم؛ زیرا امّت اسلام بهترین امّتی است که به سود مردم آفریده شدهاند. و سیاق آیات دلالت میکند که منظور از اینکه آنها را بر جهانیان برتری دادیم این است که آنان را بر دیگران برتری دادیم نه بر این امّت؛ زیرا خداوند نعمتهایی را که به بنیاسرائیل داده برای ما بیان مینماید،
امّا فضیلتهایی از قبیل: کتاب و فرمانروایی و نبوّت و غیره که باعث برتری بنیاسرائیل گشته بود، این امّت از همۀ آن فضیلتها برخوردار است، و اضافه بر اینها فضیلتهای زیادی برای امّت و شریعت اسلام قرار داده شده، و شریعت بنیاسرائیل بخشی از شریعت اسلام است. و این کتاب بر همۀ کتابهای گذشته برتر و چیره است، و محمّد صلی الله علیه وسلم همۀ پیامبران را تصدیق مینماید.
#
{17} {وآتيناهم}؛ أي: آتينا بني إسرائيل {بيناتٍ}؛ أي: دلالاتٍ تبيِّن الحقَّ من الباطل {من الأمر}: القدريّ الذي أوصله الله إليهم، وتلك الآيات هي المعجزاتُ التي رأوها على يد موسى عليه السلام؛ فهذه النعم التي أنعم الله بها على بني إسرائيل تقتضي الحالُ أن يقوموا بها على أكمل الوجوه، وأنْ يجتمعوا على الحقِّ الذي بيَّنه الله لهم، ولكن انعكسَ الأمر، فعاملوها بعكس ما يجبُ، وافترقوا فيما أمروا بالاجتماع به، ولهذا قال: {فما اختلفوا إلاَّ من بعدِ ما جاءهم العلمُ}؛ أي: الموجب لعدم الاختلاف، وإنَّما حملهم على الاختلاف، البغيُ من بعضهم على بعض والظُّلم. {إنَّ ربَّك يقضي بينهم يوم القيامةِ فيما كانوا فيه يختلفون}: فيميِّز المحقَّ من المبطل، والذي حمله على الاختلاف الهوى أو غيره.
(17) (
﴿وَءَاتَيۡنَٰهُم بَيِّنَٰتٖ﴾) و به بنیاسرائیل نشانههای روشنی دادیم که حق را از باطل مشخّص میکرد (
﴿مِّنَ ٱلۡأَمۡرِ﴾) از آن امر تقدیری که خداوند به آنان داد، و این نشانهها معجزاتی بود که آنها بر دست موسی مشاهده کردند. پس نعمتهایی که خداوند به بنیاسرائیل بخشیده است اقتضا مینماید تا دین را به کاملترین صورت انجام دهند، و همۀ آنان بر حقّی که خداوند برایشان بیان کرده است گرد آمده و متفق شوند. ولی قضیه برعکس شد، و آنها در برابر این نعمتها به عکس آنچه که لازم بود رفتار کردند، و به جای اینکه متّحد و یکپارجه شوند، دچار تفرقه شدند،
بنابراین فرمود: (
﴿فَمَا ٱخۡتَلَفُوٓاْ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلۡعِلۡمُ بَغۡيَۢا﴾) پس جز بعد از آنکه دانش یافتند ـ که سبب میشود تا اختلاف نکنند ـ اختلاف نورزیدند؛ و آنچه آنها را به اختلاف واداشت، تجاوز و ستم آنها بر یکدیگر بود. (
﴿إِنَّ رَبَّكَ يَقۡضِي بَيۡنَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ﴾) و بیگمان، پروردگار تو در روز قیامت در میان ایشان در رابطه با آنچه که اختلاف میکردند داوری میکند. پس در آن روز خداوند، حقگرا را از باطلگرا مشخص مینماید؛ و کسی را که هواپرستی و غیره او را به اختلاف واداشته است، از کسی که چنین نیست مشخص میگرداند.
{ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلَى شَرِيعَةٍ مِنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ (18) إِنَّهُمْ لَنْ يُغْنُوا عَنْكَ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَإِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ (19)}.
ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلَى شَرِيعَةٍ مِّنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاء الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ؛ پس تو را به راه دين انداختيم از آن راه برو ، و از پي خواهش نادانان مرو.
إِنَّهُمْ لَن يُغْنُوا عَنكَ مِنَ اللَّهِ شَيئًا وإِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ؛ اينان تو را هيچ از خدا بي نياز نمي کنند و ظالمان دوستداران يکديگرند، ،و خدا دوستدار پرهيزگاران است.
#
{18} أي: ثمَّ شرعنا لك شريعةً كاملةً تدعو إلى كلِّ خير، وتنهى عن كل شرٍّ من أمرنا الشرعيِّ، {فاتَّبِعْها}؛ فإنَّ في اتِّباعها السعادة الأبديَّة والصلاح والفلاح، {ولا تتَّبِعْ أهواء الذين لا يعلمونَ}؛ أي: الذين تكون أهويتُهم غيرَ تابعةٍ للعلم ولا ماشيةٍ خلفه، وهم كلُّ من خالف شريعةَ الرسول - صلى الله عليه وسلم - هواه وإرادتُه؛ فإنَّه من أهواء الذين لا يعلمون.
(18) سپس برای تو ـ در امر شرع ـ شریعت و آیین کاملی مقرّر داشتیم که به هر خیر و خوبی فرا میخواند و از هر شرّ و بدی باز میدارد، (
﴿فَٱتَّبِعۡهَا﴾) پس، از آن پیروی کن؛ چون پیروی از آن، سبب سعادت همیشگی و صلاح و رستگاری است. (
﴿وَلَا تَتَّبِعۡ أَهۡوَآءَ ٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) و از خواستههای کسانی پیروی مکن که نمیدانند؛ یعنی خواستههایشان از دانش و آگاهی سرچشمه نمیگیرد و از علم و دانش تبعیّت نمیکند، بلکه اینها کسانی هستند که بر اساس هوای نفس و خواستههایشان با شریعت پیامبر صلی الله علیه وسلم مخالفت ورزیدهاند. اینها همه از زمرۀ هواپرستان نادان به شمار میآیند.
#
{19} {إنَّهم لن يُغنوا عنك من اللهِ شيئاً}؛ أي: لا ينفعونك عند الله، فيحصِّلوا لك الخير، ويدفعوا عنك الشرَّ إنِ اتَّبعتهم على أهوائهم، ولا تصلُحُ أن توافِقَهم وتوالِيَهم؛ فإنَّك وإياهم متباينون، وبعضهم وليٌّ لبعض. {والله وليُّ المتَّقين}: يخرجهم من الظلمات إلى النور بسبب تقواهم وعملهم بطاعته.
(19) (
﴿إِنَّهُمۡ لَن يُغۡنُواْ عَنكَ مِنَ ٱللَّهِ شَيۡٔٗا﴾) آنها پیش خداوند هیچ سودی به تو نمیرسانند؛ و این گونه نیست که اگر از خواست آنها پیروی کنی بتوانند خیر و خوبی برایت فراهم آورند، و شرّ و بدی را از تو دور بدارند. و درست نیست که با آنها موافقت نمایی و با آنها دوستی کنی؛ زیرا تو و آنها دارای راهی متفاوت هستید. (
﴿وَإِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ بَعۡضُهُمۡ أَوۡلِيَآءُ بَعۡضٖۖ وَٱللَّهُ وَلِيُّ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾) و ستمگران دوستان یکدیگرند، و خداوند یار و یاور پرهیزگاران است؛ و به سبب پرهیزگاری و فرمانبرداریشان، آنها را از تاریکیها به سوی نور بیرون میآورد.
{هَذَا بَصَائِرُ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ (20)}
هَذَا بَصَائِرُ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمِ يُوقِنُونَ؛ اين قرآن مايه بصيرت مردم و هدايت و رحمتي است براي اهل يقين
#
{20} أي: {هذا} القرآن الكريم والذِّكْر الحكيم {بصائرُ للناس}؛ أي: يحصُلُ به التبصرةُ في جميع الأمور للناس، فيحصُلُ به الانتفاع للمؤمنين، {و} الهدى والرحمةُ {لقوم يوقنونَ}: فيهتدون به إلى الصراط المستقيم في أصول الدِّين وفروعه، ويحصُلُ به الخير والسرور والسعادة في الدُّنيا والآخرة، وهي الرحمة، فتزكو به نفوسُهم، وتزدادُ به عقولُهم، ويزيدُ به إيمانُهم ويقينُهم، وتقوم به الحجَّةُ على من أصرَّ وعاند.
(20) (
﴿هَٰذَا بَصَٰٓئِرُ لِلنَّاسِ﴾) این قرآن کریم پند حکیم و وسیلۀ بینش مردمان است؛ یعنی به وسیلۀ آن مردم در همۀ امور دارای بینش میگردند، و مؤمنان از آن بهرهمند میشوند. (
﴿وَهُدٗى وَرَحۡمَةٞ لِّقَوۡمٖ يُوقِنُونَ﴾) و مایۀ هدایت و رحمت برای کسانی است که اهل یقین هستند؛ پس با آن در اصول دین و فروع آن به راه راست راهیاب میشوند، و به وسیلۀ آن خیر و شادمانی و سعادت دنیا و آخرت را به دست میآورند. و رحمت است؛ و جوهرۀ نفسشان با آن پاکیزه میگردد و خردشان افزایش مییابد و ایمان و یقینشان بیشتر میشود. و به وسیلۀ آن، حجّت بر کسی که بر کفر پای میفشارد و مخالفت میورزد اقامه میگردد.
{أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاءً مَحْيَاهُمْ وَمَمَاتُهُمْ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ (21)}.
أًمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ أّن نَّجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاء مَّحْيَاهُم وَمَمَاتُهُمْ سَاء مَا يَحْكُمُونَ ؛ آيا آنان که مرتکب بديها مي شوند مي پندارند که در شمار کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند قرارشان مي دهيم ? و آيا زندگي و مرگشان يکسان است ? چه بد داوري مي کنند.
#
{21} أي: أم حسب المسيئون المكثِرون من الذُّنوب المقصِّرون في حقوق ربِّهم، {أن نجعَلَهم كالذين آمنوا وعملوا الصالحات}: بأن قاموا بحقوق ربِّهم، واجتنبوا مساخِطَه، ولم يزالوا مؤثِرين رضاه على هوى أنفسهم؛ أي: أحسبوا أن يكونوا {سواءً} في الدُّنيا والآخرة؟ ساء ما ظنُّوا وحسبوا، وساء ما حكموا به؛ فإنَّه حكمٌ يخالف حكمة أحكم الحاكمين وخير العادلين، ويناقِضُ العقول السليمة والفطر المستقيمة، ويضادُّ ما نزلت به الكتب وأخبرت به الرُّسل، بل الحكم الواقع القطعيُّ أنَّ المؤمنين العاملين الصالحات، لهم النَّصر والفلاح والسعادة والثواب في العاجل والآجل؛ كلٌّ على قدر إحسانه، وأنَّ المسيئين لهم الغضبُ والإهانةُ والعذاب والشقاء في الدُّنيا والآخرة.
(21) آیا بدکاران و کسانی که زیاد مرتکب گناه میشوند و در انجام حقوق پروردگارشان کوتاهی میورزند، گمان میبرند که (
﴿أَن نَّجۡعَلَهُمۡ كَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) آنان را همانند کسانی قرار میدهیم که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند؟ به این صورت که حقوق پروردگارشان را ادا نموده، و از ناخشنودیهای او پرهیز کرده، و همواره رضایت خدا را بر هوای نفس خود ترجیح دادهاند. (
﴿سَوَآءٗ﴾) آیا گمان بردهاند که در دنیا و آخرت با آنها برابرند؟ چه بد گمانی کردهاند و چه بد حکمی نمودهاند! و این حکمی است که با حکمت داورترین داوران و بهترین دادگران مخالف است، و با عقلهای سالم و سرشتهای درست و با آنچه کتابها با آن نازل شدهاند و پیامبران به آن خبر دادهاند متضاد است. بلکه حکم نهایی آن است که مؤمنانی که کارهای شایسته کردهاند، پیروزی و رستگاری و سعادت و پاداش دنیا و آخرت از آن ایشان خواهد بود، و هر یک به اندازۀ نیکوکاریاش از آن بهرهمند خواهد شد. و خشم و اهانت و عذاب و بدبختی دنیا و آخرت از آن بدکاران است.
{وَخَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَلِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ (22)}
وَخَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَلِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ و خدا آسمانها و زمين را به حق بيافريد تا هر کسي را برابر کاري که کرده است پاداش دهد و به آنها ستم نشود.
#
{22} أي: خلق الله السماواتِ والأرضَ بالحكمة، ولِيُعْبَدَ وحدَه لا شريك له، ثم يجازي بعد ذلك من أمرهم بعبادته، وأنعم عليهم بالنِّعم الظاهرة والباطنة؛ هل شكروا الله تعالى وقاموا بالمأمور؟ أم كفروا فاستحقُّوا جزاء الكَفور؟
(22) خداوند آسمانها و زمین را به حکمت آفریده است، و علّت این آفرینش آن است که تنها او ـ که شریکی ندارد ـ پرستش شود. سپس کسانی را که به عبادت دستور داده و نعمتهای ظاهری و باطنی را به تمام و کمال به آنها عطا کرده است، مورد بازخواست قرار خواهد داد که آیا شکر خداوند را بهجای آورده و به دستورات او عمل کردهاند یا نه؟ و اگر شکر او را به جای نیاورده باشند، مستحق سزای ناسپاسان خواهند بود.
{أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ (23) وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُمْ بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ (24) وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ مَا كَانَ حُجَّتَهُمْ إِلَّا أَنْ قَالُوا ائْتُوا بِآبَائِنَا إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (25) قُلِ اللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ (26)}.
أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ؛ آيا آن کس را که هوسش را چون خداي خود گرفت و خدا از روي علم گمراهش کرد، و بر گوش و دلش مهر نهاد و بر ديدگانش پرده افکند ، ديده اي ? اگر خدا هدايت نکند چه کسي او را هدايت خواهد کرد ? چرا پند نمي گيريد ?
وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُم بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ؛
و گفتند : جز زندگي دنيوي ما هيچ نيست مي ميريم و زنده مي شويم و مارا جز دهر هلاک نکند آنان را بدان دانشي نيست و جز در پنداري نيستند.
وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ مَّا كَانَ حُجَّتَهُمْ إِلَّا أَن قَالُوا ائْتُوا بِآبَائِنَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ؛ و چون آيات روشنگر ما بر آنها تلاوت شود ،
مي گويند : اگر راست مي گوييد، ، پدران ما را زنده کنيد.
قُلِ اللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيبَ فِيهِ وَلَكِنَّ أَكَثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ؛
بگو : خداست که شما را زنده مي کند ، پس مي ميراند و سپس همه را در روز قيامت که شکي در آن نيست گرد مي آورد ولي بيشتر مردم نمي دانند.
#
{23} يقول تعالى: {أفرأيتَ}: الرجل الضالَّ الذي، {اتَّخذ إلهه هواهُ}: فما هَوِيَهُ سلكه؛ سواء كان يُرْضي الله أم يسخطه، {وأضلَّه الله على علم}: من الله [تعالى] أنَّه لا تَليق به الهداية. ولا يزكو عليها، {وخَتَمَ على سمعِهِ}: فلا يسمع ما ينفعُه، {وقلبِهِ}: فلا يعي الخير، {وجَعَلَ على بصرِهِ غشاوةً}: تمنعُه من نظر الحقِّ. {فمن يهديه من بعد الله}؛ أي: لا أحد يهديه، وقد سدَّ الله عليه أبوابَ الهداية، وفتح له أبواب الغِواية، وما ظلمه الله، ولكن هو الذي ظلم نفسه، وتسبَّب لمنع رحمة الله عليه. {أفلا تذكَّرون}: ما ينفعكم فتسلكونه وما يضرُّكم فتجتنبونه؟!
(23) خداوند متعال میفرماید: (
﴿أَفَرَءَيۡتَ مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَٰهَهُۥ هَوَىٰهُ﴾) آیا مرد گمراهی را دیدهای که هوی و هوسش را معبود خویش قرار داده است؟ پس هرآنچه دلش میخواهد انجام میدهد، خواه خداوند از آن کار راضی باشد یا ناراضی، (
﴿وَأَضَلَّهُ ٱللَّهُ عَلَىٰ عِلۡمٖ﴾) و خداوند از روی دانش او را گمراه ساخته است، چون میدانسته که او شایستۀ هدایت نیست. (
﴿وَخَتَمَ عَلَىٰ سَمۡعِهِۦ وَقَلۡبِهِۦ﴾) و خداوند بر گوش و دل او مهر نهاده است؛ پس آنچه را که به او سود میرساند نمیشنود، و دل او آنچه را که خیر است فرا نمیگیرد. (
﴿وَجَعَلَ عَلَىٰ بَصَرِهِۦ غِشَٰوَةٗ﴾) و بر چشمانش پردهای قرار داده است که او را از نگاه کردن به حق باز میدارد. (
﴿فَمَن يَهۡدِيهِ مِنۢ بَعۡدِ ٱللَّهِ﴾) پس چه کسی جز خدا میتواند او را راهنمایی کند؟ یعنی هیچ کس نیست که او را هدایت کند، چون خداوند درهای هدایت را به روی وی بسته، و درهای گمراهی را برایش گشوده است. و خداوند بر او ستم نکرده است، بلکه خودش بر خویشتن ستم نموده و سبب شده تا از رحمت خدا محروم گردد. (
﴿أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾) آیا پندی را که به شما سود میدهد، نمیپذیرید و آن را در پیش نمیگیرید؟ و آنچه را که سبب زیانتان است، نمیفهمید که از آن دوری کنید!؟
#
{24} {وقالوا}؛ أي: منكرو البعث: {ما هي إلاَّ حياتُنا الدُّنيا نموت ونحيا وما يُهْلِكُنا إلاَّ الدَّهر}: إن هي إلاَّ عاداتٌ وجريٌ على رسوم الليل والنهار، يموت أناس ويحيا أناس، وما مات؛ فليس براجع إلى الله ولا مجازيه بعمله. وقولهم هذا صادرٌ عن غير علم، {إنْ هم إلاَّ يظنُّون}: فأنكروا المعاد، وكذبوا الرسل الصادقين من غير دليل دلَّهم ولا برهان، إنْ هي إلاَّ ظنون واستبعاداتٌ خالية عن الحقيقة.
(24) (
﴿وَقَالُواْ مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا ٱلدُّنۡيَا نَمُوتُ وَنَحۡيَا وَمَا يُهۡلِكُنَآ إِلَّا ٱلدَّهۡرُ﴾) و منکرانِ زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز گفتند: زندگی جز یک عادت، و تبعیّت از آداب و رسوم و مقرّرات شب و روز چیز دیگری نمیباشد؛ بعضی میمیرند و بعضی زنده خواهند ماند؛ و هرکس بمیرد به سوی خدا باز نمیگردد و به سبب عملش مورد مجازات قرار نخواهد گرفت. و این گفتهشان از علم و آگاهی سرچشمه نگرفته است، (
﴿إِنۡ هُمۡ إِلَّا يَظُنُّونَ﴾) بلکه آنها فقط از روی گمان و تخمین چنین میگویند، پس معاد را انکار کردند و پیامبران راستگو را بدون دلیل و برهان تکذیب نمودند.
#
{25} ولهذا قال تعالى: {وإذا تُتلى عليهم آياتُنا بيِّناتٍ ما كان حجَّتَهم إلاَّ أن قالوا ائتوا بآبائنا إن كنتُم صادقين}: وهذا جراءة منهم على الله؛ حيث اقترحوا هذا الاقتراح، وزعموا أنَّ صدق رسل الله متوقِّف على الإتيان بآبائهم، وإنَّهم لو جاؤوهم بكلِّ آيةٍ؛ لم يؤمنوا؛ إلاَّ إن اتَّبعتهم الرسل على ما قالوا، وهم كَذَبَةٌ فيما قالوا، وإنما قصدُهم دفع دعوة الرسل، لا بيانُ الحق.
(25) اینها گمانهایی بیش نیست، و تعجّبهایی عاری از حقیقت است.
بنابراین فرمود: (
﴿وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٖ مَّا كَانَ حُجَّتَهُمۡ إِلَّآ أَن قَالُواْ ٱئۡتُواْ بَِٔابَآئِنَآ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) و هنگامی که آیات روشن ما بر آنان خوانده شود،
در برابر آن دلیلی جز این ندارند که میگویند: اگر راست میگوئید، پدران ما را زنده کنید و بیاورید. و این جسارت آنها نسبت به خداوند است که چنین پیشنهادی را مطرح کرده، و گمان بردهاند که راستگویی پیامبران متوقّف بر این است که پدرانشان را زنده کنند؛ و اگر پیامبرانشان هر نشانهای برایشان بیاورند ایمان نمیآورند، مگر اینکه پیامبران در آنچه آنها میگویند از آنان پیروی نمایند. آنها در آنچه میگویند دروغگو هستند، و بلکه هدفشان فقط این است که دعوت پیامبران را رد کنند، و هدفشان روشن شدن حق نیست.
#
{26} قال تعالى: {قلِ اللهُ يحييكم ثم يميتُكم ثم يجمعُكم إلى يوم القيامةِ لا ريبَ فيه ولكنَّ أكثر الناس لا يعلمون}: وإلاَّ؛ فلو وصل العلم باليوم الآخر إلى قلوبهم؛ لعملوا له أعمالاً وتهيؤوا له.
(26) خداوند متعال فرمود: (
﴿قُلِ ٱللَّهُ يُحۡيِيكُمۡ ثُمَّ يُمِيتُكُمۡ ثُمَّ يَجۡمَعُكُمۡ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ لَا رَيۡبَ فِيهِ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) بگو: خداوند شما را زنده میکند، سپس شما را میمیراند، آنگاه شما را در روز قیامت -که شکّی در آن نیست- گرد میآورد، ولی بیشتر مردم نمیدانند. و اگر چنانچه آنها قلباً باور داشتند که قیامت خواهد آمد، برای حضور در روز قیامت خود را آماده میکردند؛ و کارهایی انجام میدادند که در آن روز به آنها سود برساند.
{وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ (27) وَتَرَى كُلَّ أُمَّةٍ جَاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى كِتَابِهَا الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (28) هَذَا كِتَابُنَا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (29) فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ (30) وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا أَفَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاسْتَكْبَرْتُمْ وَكُنْتُمْ قَوْمًا مُجْرِمِينَ (31) وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَالسَّاعَةُ لَا رَيْبَ فِيهَا قُلْتُمْ مَا نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِنْ نَظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ (32) وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ (33) وَقِيلَ الْيَوْمَ نَنْسَاكُمْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا وَمَأْوَاكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ نَاصِرِينَ (34) ذَلِكُمْ بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَغَرَّتْكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ لَا يُخْرَجُونَ مِنْهَا وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ (35) فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (36) وَلَهُ الْكِبْرِيَاءُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (37)}.
وَلَلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرضِ وَيَومَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ از آن خداوند است فرمانروايي آسمان و زمين و آن روز که قيامت برپا شود ، اهل باطل زيان خواهند کرد
وَتَرَى كُلَّ أُمَّةٍ جَاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى كِتَابِهَا الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ هر امتي را ببيني که به زانو در آمده است ، و هر امتي را براي گرفتن نامه اعمالش بخوانند در چنين روزي در برابر اعمالي که کرده ايد پاداش مي بينيد.
هَذَا كِتَابُنَا يَنطِقُ عَلَيْكُم بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ اين نوشته ماست که به حق سخن مي گويد ، زيرا ما کارهايي را که مي ، کرده ايد مي نوشته ايم
فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ اما کساني را که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته مي کنند ، پروردگارشان داخل در رحمت خويش مي کند ، و اين کاميابي آشکار است.
وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا أَفَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاسْتَكْبَرْتُمْ وَكُنتُمْ قَوْمًا مُّجْرِمِينَ اما اي آنان که ايمان نياورده ايد ، مگر نه آنکه آيات ما بر شما خوانده مي شد و شما تکبر مي ورزيديد و مردمي گناهکار بوديد ?
وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَالسَّاعَةُ لَا رَيْبَ فِيهَا قُلْتُم مَّا نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ چون گفته مي شد که وعده خدا حق است و در قيامت ترديدي نيست ، مي گفتيد ، ما نمي دانيم قيامت چيست ? جز گماني نمي بريم و به يقين نرسيده ايم.
وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون اعمال زشتشان در برابرشان آشکار شد و آن چيزي که مسخره اش مي کردند، گردبر گردشان را بگرفت.
وَقِيلَ الْيَوْمَ نَنسَاكُمْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا وَمَأْوَاكُمْ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّاصِرِينَ به آنها گفته شود : امروز فراموشتان مي کنيم ، همچنان که شما ديدار چنين روزتان را فراموش کرده بوديد جايگاهتان در آتش است و شما را هيچ ياوري نيستند
ذَلِكُم بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَغَرَّتْكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ لَا يُخْرَجُونَ مِنْهَا وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ و اين به کيفر آن است که آيات خدا را به مسخره مي گرفتيد و زندگي دنيوي شما را بفريفت پس امروز از اين آتش کسي بيرونشان نبرد و کسي عذرشان را نپذيرد.
فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ستايش از آن خداست ، پروردگار آسمانها و پروردگار زمين و پروردگار جهانيان
وَلَهُ الْكِبْرِيَاء فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ بزرگواري در آسمانها و زمين خاص اوست ، و اوست پيروزمند و حکيم ،
#
{27} يخبر تعالى عن سعة ملكِهِ وانفرادِهِ بالتصرُّف والتدبير في جميع الأوقات، وأنَّه {يوم تقومُ الساعةُ}؛ ويَجمع الخلائق لموقف القيامة؛ يحصُلُ الخسار على المبطلين، الذين أتوا بالباطل ليدحِضوا به الحقَّ، وكانت أعمالهم باطلةً لأنَّها متعلِّقة بالباطل، فبطلت في يوم القيامة، اليوم الذي تستبين فيه الحقائق واضمحلَّت عنهم، وفاتَهم الثوابُ، وحصلوا على أليم العقاب.
(27) خداوند متعال از گستردگی فرمانروایی و یگانگیاش در تصرّف و تدبیر ـ در همۀ اوقاتـ خبر میدهد و اینکه (
﴿يَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ﴾) روزی که قیامت بر پا میشود و مردم در ایستگاه
[=موقف] قیامت گرد میآیند، باطلگرایانی که باطل را آوردند تا با آن حق را درهم بشکنند زیان میبینند، و در روز قیامت اعمالشان باطل خواهد شد؛ روزی که در آن حقیقت روشن میگردد، و پاداش را از دست خواهند داد، و به عذاب دردناک گرفتار میآیند.
#
{28} ثم وصف تعالى شدَّة يوم القيامةِ وهَوْلَهُ ليحذره العباد ويستعدَّ له العُبَّاد، فقال: {وترى}: أيُّها الرائي لذلك اليوم، {كلَّ أمَّةٍ جاثيةً}: على ركبها خوفاً وذعراً وانتظاراً لحكم الملك الرحمن. {كلُّ أمة تُدعى إلى كتابها}؛ أي: إلى شريعة نبيِّهم الذي جاءهم من عند الله، وهل قاموا بها فيحصُلُ [لهم] الثواب والنجاة؟ أم ضيعوها فيحصُلُ لهم الخسران؟ فأمَّة موسى يُدعون إلى شريعة موسى، وأمَّة عيسى كذلك، وأمَّة محمد كذلك، وهكذا غيرهم؛ كلُّ أمة تُدعى إلى شرعها الذي كلفت به، هذا أحد الاحتمالات في الآية، وهو معنى صحيحٌ في نفسه، غير مشكوك فيه.
ويحتمل أن المراد بقوله: {كلُّ أمَّة تُدعى إلى كتابها}؛ أي: إلى كتاب أعمالها وما سطر عليها من خير وشرٍّ، وأنَّ كلَّ أحدٍ يُجازى بما عمله بنفسه؛ كقوله تعالى: {مَنْ عَمِلَ صالحاً فلنفسه ومن أساء فعليها}.
ويحتمل أن المعنيين كليهما مرادٌ من الآية.
(28) سپس خداوند شدّت و هولناک بودن روز قیامت را بیان میکند تا مردم از آن بهراسند و بندگان برای آن آمادگی پیدا کنند،
پس فرمود: (
﴿وَتَرَىٰ كُلَّ أُمَّةٖ جَاثِيَةٗ﴾) و در آن روز هر ملّتی را میبینی که از ترس و هراس بر زانوها افتاده و بر زانو نشسته و منتظر حکم پادشاه مهربان هستند. (
﴿كُلُّ أُمَّةٖ تُدۡعَىٰٓ إِلَىٰ كِتَٰبِهَا﴾) هر امّتی به شریعت پیامبرانشان که از سوی خدا برایشان آمده است فرا خوانده میشوند که آیا بدان عمل کردهاند که در آن صورت از پاداش و ثواب خدا بهرهمند خواهند شد؟ یا آن را تباه نمودهاند که در این صورت زیانمند خواهند گردید؟ (
﴿ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) امروز سزا و جزای کارهایی را که میکردهاید به شما داده میشود. پس امّت موسی به سوی شریعت موسی ـ علیه السلام ـ و همچنین امّت عیسی -علیه السلام- به سوی شریعت عیسی، و امّت محمّد به سوی شریعت محمّد صلی الله علیه وسلم فرا خوانده میشوند. و همچنین امّتهای دیگر به سوی شریعتی که بدان مکلّف شده بودند فرا خوانده میشوند. این یکی از احتمالات دربارۀ این آیه است، و این معنی درست است و شکّی در آن نیست. و احتمال دارد منظور از (
﴿كُلُّ أُمَّةٖ تُدۡعَىٰٓ إِلَىٰ كِتَٰبِهَا﴾) این باشد که هر ملتی به نامۀ اعمالش و خیر و شرّی که در آن نوشته شده است فرا خوانده میشود، و هرکس به سبب آنچه خودش کرده است سزا و جزا داده میشود.
همانند اینکه خداوند متعال فرموده است: ﴿مَّنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَا﴾ هرکس کار شایستهای کند به سود خودش میکند، و هرکس بد کند به زیان خود میکند. و احتمال دارد که هر دو معنی از آیه مراد باشند. و (
﴿هَٰذَا كِتَٰبُنَا يَنطِقُ عَلَيۡكُم بِٱلۡحَقِّ﴾) بر همین دلالت مینماید
#
{29} ويدل على هذا قولُه: {هذا كتابُنا ينطِقُ عليكم بالحقِّ}؛ أي: هذا كتابنا الذي أنزلنا عليكم يفصِلُ [بينكم] بالحقِّ الذي هو العدل، {إنَّا كنا نَسْتَنسِخُ ما كنتُم تعملون}: فهذا كتابُ الأعمال.
(29) یعنی این کتاب ماست که بر شما نازل کردهایم، و به حق و عدالت داوری میکند. (
﴿إِنَّا كُنَّا نَسۡتَنسِخُ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾) مسلّماً ما آنچه شما میکردید، مینوشتیم و این نامۀ اعمال است.
#
{30} ولهذا فصَّل ما يفعل الله بالفريقين، فقال: {فأمَّا الذين آمنوا وعملوا الصالحات}: إيماناً صحيحاً، وصدَّقوا إيمانَهم بالأعمال الصالحة من واجبات ومستحبَّات، {فيدخِلُهم ربُّهم في رحمتِهِ}: التي محلُّها الجنة، وما فيها من النعيم المقيم والعيش السليم. {ذلك هو الفوزُ المبينُ}؛ أي: المفاز والنجاة والربح والفلاح الواضح البيِّن، الذي إذا حصل للعبد؛ حصل له كلُّ خير، واندفع عنه كلُّ شرٍّ.
(30) بنابراین آنچه را که خداوند با هر یک از دو گروه میکند بهطور مفصل بیان کرد و فرمود: (
﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾) کسانی که ایمان درست آورده و ایمانشان را با انجام کارهای شایسته از قبیل: واجبات و مستحبّات تصدیق کردهاند، (
﴿فَيُدۡخِلُهُمۡ رَبُّهُمۡ فِي رَحۡمَتِهِۦ﴾) پروردگارشان آنان را در رحمت خویش که بهشت است داخل میگرداند، و در میان نعمتهای پایدار و زندگی سالم جای میدهد. (
﴿ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡمُبِينُ﴾) این است رستگاری آشکار؛ یعنی این است سود و رستگاری و نجات، و هرگاه بنده به رستگاری واضح و روشن دست یازد، هر خیر و برکتی برای او فراهم خواهد شد و هر بدی از او دور میشود.
#
{31} {وأمَّا الذين كفروا}: بالله، فيقال لهم توبيخاً وتقريعاً: {أفلم تكن آياتي تُتْلى عليكم}، وقد دلَّتكم على ما فيه صلاحكم ونهتْكم عما فيه ضررُكم، وهي أكبر نعمة وصلت إليكم لو وفِّقتم لها، ولكن استكبرتُم عنها وأعرضتُم وكفرتُم بها، فجنيتُم أكبر جناية، وأجرمتم أشدَّ الجرم؛ فاليوم تجزون ما كنتم تعملون.
(31) (
﴿وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ﴾) و کسانی که به خدا کفر ورزیدهاند،
در قالب سرزنش و سرکوب به آنها گفته میشود: (
﴿أَفَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾) مگر آیههای من بر شما خوانده نمیشد که شما را به آنچه صلاحتان در آن بود راهنمایی میکرد، و از آنچه باعث زیانتان میشد نهی میکرد؟ و این بزرگترین نعمتی بود که به شما رسیده بود، اگر توفیق استفاده از آن را مییافتید. (
﴿فَٱسۡتَكۡبَرۡتُمۡ﴾) امّا شما تکبّر ورزیدید و از آن روی گرداندید و به آن کفر ورزیدید و بیشترین جنایت و سختترین جرم را مرتکب شدید. پس امروز سزای کارهایی را میبینید که میکردهاید.
#
{32} ويوبَّخون أيضاً بقوله: {وإذا قيل إنَّ وعدَ الله حقٌّ والساعة لا ريبَ فيها قلتم}: منكرين لذلك: {ما ندري ما الساعة إن نظنُّ إلاَّ ظنًّا وما نحن بمستيقنينَ}: فهذه حالهم في الدُّنيا، وحال البعث الإنكار له، وردُّوا قولَ مَنْ جاء به.
(32) و نیز بدان سبب مورد سرزنش و توبیخ قرار میگیرند که (
﴿وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ وَٱلسَّاعَةُ لَا رَيۡبَ فِيهَا قُلۡتُم مَّا نَدۡرِي مَا ٱلسَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنّٗا وَمَا نَحۡنُ بِمُسۡتَيۡقِنِينَ﴾) هنگامی که گفته میشد: به درستی وعدۀ خداوند حق است و شکّی در رخ دادن قیامت نیست،
شما آن را انکار میکردید و میگفتید: نمیدانیم قیامت چیست؟ ما آن را جز گمانی ضعیف نمیپنداریم و به آن یقین و باور نداریم.
#
{33} قال تعالى: {وبدا لهم سيئاتُ ما عملوا}؛ أي: وظهر لهم يوم القيامةِ عقوباتُ أعمالهم، {وحاق بهم}؛ أي: نزل {ما كانوا به يستهزِئون}؛ أي: نزل بهم العذابُ الذي كانوا في الدُّنيا يستهزئون بوقوعه وبمن جاء به.
(33) پس این حالتشان در دنیاست؛ قیامت را انکار کردند و سخن کسی را که خبر آن را آورده بود نپذیرفتند.
خداوند متعال میفرماید: (
﴿وَبَدَا لَهُمۡ سَئَِّاتُ مَا عَمِلُواْ﴾) و در روز قیامت کیفرهای اعمالشان برایشان آشکار میگردد، (
﴿وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) و عذابی که در دنیا، آمدن آن را به مسخره میگرفتند، و نیز کسی که خبر آن را میداد، مورد استهزا قرار میدادند، آنها را فرو میگیرد.
#
{34} {وقيل اليوم ننساكم}؛ أي: نترككم في العذاب {كما نسيتُم لقاء يومكم هذا}؛ فإنَّ الجزاء من جنس العمل، {ومأواكم النارُ}؛ أي: هي مقرُّكم ومصيركم. {وما لكم من ناصرينَ}: ينصرونَكم من عذابِ الله ويدفعون عنكم عقابه.
(34) (
﴿وَقِيلَ ٱلۡيَوۡمَ نَنسَىٰكُمۡ﴾) و گفته میشود: امروز شما را از یاد خواهیم برد، یعنی شما را در عذاب رها میکنیم. (
﴿كَمَا نَسِيتُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَا﴾) همان گونه که شما دیدار امروز را به فراموشی سپردید؛ چراکه سزا از نوع عمل است. (
﴿وَمَأۡوَىٰكُمُ ٱلنَّارُ﴾) و آتش دوزخ جایگاه و سرنوشت شماست. (
﴿وَمَا لَكُم مِّن نَّٰصِرِينَ﴾) و هیچ یاورانی ندارید که شما را در برابر عذاب خدا یاری کنند و کیفر او را از شما دور نمایند.
#
{35} {ذلكم}: الذي حصل لكم من العذاب. بسبب {أنَّكم اتَّخذتم آياتِ الله هزواً}: مع أنها موجبةٌ للجدِّ والاجتهاد وتلقِّيها بالسرور والاستبشار والفرح، {وغرَّتْكُم الحياة الدُّنيا}: بزخارفها ولذَّاتها وشهواتها، فاطمأننتُم إليها، وعملتم لها، وتركتم العمل للدار الباقية. {فاليومَ لا يُخْرَجونَ منها ولا هم يُسْتَعْتَبونَ}؛ أي: ولا يُمْهَلون ولا يردُّون إلى الدُّنيا ليعملوا صالحاً.
(35) (
﴿ذَٰلِكُم﴾) عذابی که شما بدان گرفتار شدهاید (
﴿بِأَنَّكُمُ ٱتَّخَذۡتُمۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ هُزُوٗا﴾) به سبب آن است که آیات خدا را به تمسخر گرفتید حال آنکه آیات الهی را باید با جدیّت و کوشش و شادمانی فرا گرفت. (
﴿وَغَرَّتۡكُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا﴾) و زندگانی دنیا با فریبندگیها و لذّتها و شهوتهایش شما را فریفت، پس به آن مطمئن شدید و برای آن عمل کردید و سرای پایدار آخرترا به فراموشی سپردید. (
﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا يُخۡرَجُونَ مِنۡهَا وَلَا هُمۡ يُسۡتَعۡتَبُونَ﴾) پس امروز مهلت داده نمیشوند و به دنیا باز نمیگردند تا از نو کارِ شایسته انجام دهند.
#
{36} {فلله الحمدُ}: كما ينبغي لجلال وجهه وعظيم سلطانه، {ربِّ السمواتِ وربِّ الأرض ربِّ العالمين}؛ أي: له الحمد على ربوبيته لسائر الخلق ؛ حيث خلقهم وربَّاهم، وأنعم عليهم بالنعم الظاهرة والباطنة.
(36) (
﴿فَلِلَّهِ ٱلۡحَمۡدُ﴾) پس ستایش ـ آن گونه که شایستۀ شکوه و بزرگی فرمانروایی پروردگار است ـ تنها خداوندی را سزاست که (
﴿رَبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَرَبِّ ٱلۡأَرۡضِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) پروردگار آسمانها و پروردگار زمین و پروردگار جهانیان است؛ یعنی ستایش سزاوار اوست، به خاطر اینکه او پروردگار همۀ مخلوقات است و آنها را آفریده و پرورش داده و نعمتهای ظاهری و باطنی به آنها بخشیده است.
#
{37} {وله الكبرياءُ في السمواتِ والأرض}؛ أي: له الجلال والعظمة والمجدُ؛ فالحمد فيه الثناء على الله بصفات الكمال ومحبَّته تعالى وإكرامه، والكبرياء فيها عظمتُه وجلالُه، والعبادة مبنيَّة على ركنين: محبة الله والذُّلُّ له، وهما ناشئان عن العلم بمحامد الله وجلاله وكبريائه، {وهو العزيز}: القاهر لكلِّ شيء. {الحكيم}: الذي يضعُ الأشياء مواضِعَها؛ فلا يشرع ما يشرعُه إلاَّ لحكمة ومصلحة، ولا يخلُقُ ما يخلُقُه إلاَّ لفائدةٍ ومنفعةٍ.
(37) (
﴿وَلَهُ ٱلۡكِبۡرِيَآءُ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و او دارای شکوه و حشمت بزرگی است. حمد متضمن تعریف و تمجید خداست به وسیلۀ صفات کمال، نیز متضمن دوست داشتن خدا و شکر نمودن وی میباشد. و کبریا متضمن عظمت و شکوه اوست. و عبادت بر پایه و اساس دو چیز استوار است؛ یکی محبّت خداوند و دوم کرنش برای او، و این دو از آگاهی از محامد خداوند و شکوه و بزرگیاش نشأت میگیرند. (
﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾) و او بر هر چیزی چیره و غالب است، و با حکمت است و هرچیزی را در جای مناسب آن قرار میدهد. پس هر آنچه را که مقرّر و مشروع میدارد، بنا بر حکمت و مصلحتی مقرّر میدارد؛ و هر آنچهرا که میآفریند، به خاطر فایده و منفعتی پدید میآورد.
پایان تفسیر سوره جاثیه.
* * *